افغانیستان تورک لرینه بیر باخیش
زنگین:بو یازی افغانیستان تورکلرین وئبلریندن گؤتورولوب. یازی سینا ال دئیمه میشیک.
نگاه مختصر به تاريخ ايماق و نژاد اتراک در افغانستان
صالح محمد«حسّاس»
نوشته يي را زيرعنوان (نگاه مختصر به ديروز وامروز ايماقها) که تحريرو پخش ارگان نشراتي : انجمن دانشجويان وروشنفکران ايماقها عنوان شده است مطالعه نمودم ،لازم دانستم تا دررابطه به اصالت، نسب وتاريخ ايماقها ازاوراق تاريخ ، ريشه کلمة ايماق ونسبت اين عروق را باکلمه ايماق چيزي به رشته ي تحرير بِاورم .
ازاينکه درآن نبشته بدون اراية اسناد دقيق تاريخي وبدون استناد بکدام آثار،صفحه وجلد کدام تاريخ ونويسندة آن ،اين قوم را به آرياييها ،آوستاييها وپيشداديان نسبت داده است وتورک هارا به اين متهم ساخته است که گويا بدون دليل آنهارا از عروق تورک محسوب مي نمايند .اين را تاريخ نگاران ميدانند که بدون اراية اسناد مؤثق ودقيق ،اقتباس ومؤخذ ازکدام تاريخ وبرخورد تعصب گرايانه،اينگونه نبشته هامتکي برافسانه ها وقصه ها وقراين ، تحريف تاريخ وفريب يک قوم داراي تاريخ وافتخارات ونسب تاريخي آن تلقي شده وميشود.
اوّل اينکه به استناد آيات متبرّکه (يايهااناس انا خلقنکم من ذکر و انثي جعلنکم شعوبأوقبايل لتعارفواان اکرمکم عندالله اتقکم) کتاب آسماني، خداوند يکتاهمة نسل بشررا قوم ، قوم وطايفه ، طايفه هست نموده که شناخت وتفکيک هرقوم وطايفه وفرد آسانتر گردد .ثانيأ اينکه يکديگررا چگونه ميپذيرند . طايفه ييرا بارسانيدن به اريکه قدرت وزماني هم بذلت امتحان ميکند که آيا هميشه يکديگررا منحيث برادروباخودبرابر داراي حقوق ميشناسند ومقام وکرامت انساني قوم ازقدرت افتيده رابرابرخود احترام ميکنند ياخيرويا درحال به ذلت قرارگرفتن هنوزبه تهديد وتحقير ميگيرند ومورد اذيت قرارميدهند ؟ وهمين قوم ازقدرت افتيده طاقت کوچک شدن رادارد وبه آوردة تقدير وبه ارادة آفريده گار حوصله دارد ويا که اصل ونسبيکه دارد به آن که ارادة اوتعالي رفته است ازآن انکارنموده اصليت خودرا ازدست داده خودرا به قوم ونسب ديگري نسبت ميدهد؟؟وراه گريزوانکارکردن را ازاصل نسب خودکه خلاف ارادة اوتعالي ميباشد جستجومينمايد؟ اين امتحاناتيست پياپي ازبندگانش گرفته ميشود.
بناءً براي شناخت دقيقتر اين قوم بزرگ وداراي تاريخ به اسناد ودلايل زيرين مي خواهم اشاره نمايم :
اگرمابه فرهنگ با اعتبار عميد مراجعه نماييم درابتدأ رديف ( ق) چنين ميخوانيم: (ق ـ حرف بيست وچهارم ازالفباي فارسي که قاف تلفظ ميشود. در حساب جمل "100" اين حرف درلغات فارسي سره وجودندارد ودرکلمات مأخذ ازعربي و تـُرکي استعمال ميشود ودر بعضي ازکلمات فارسي هم بجاي غين وکاف بکاررفته است) . بناءً کلمة ايماق مطلقأ تورکي است و هيچ فردي از اين انکارکرده نميتواند . بدليل اين : همان طوريکه درمصدرساختن کلمات فارسي يادري (دن) يا (تن) دراخير هرکلمه پيوندميشود، درمصدرساختن کلمات تورکي (اوزبيکي) (ماق) ودرتورکي (تورکمني ) وتورکي تورکيه (مک) در اخيرهرکلمه پيوندميشود. بناءً ايماق ازآن کلماتي ازتورکي است که داراي پسوند مصدر (ماق) ميباشدکه ازاوماق و اويماق بالآخره ايماق شده است که در اصل اويماق يا اوماق ويا ايماق امروزي معني نسل و نسب و عروق را ميدهد. و در پارسي و عربي چنين ساختار کلمه وجود ندارد.
مياييم بالاي اصل قضيه ايماقها: اصل کلمه اويماق بوده درصفحات تاريخ اويماق، اويماقات، اويماقلي،اويماغلي ياايماق وايماغلي آمده است برعلاوه که به تورکي بودن اصل کلمه هيچ شک وترديدي وجودندارد اين کلمه چگونه بالاي اين قوم گذاشته شده است يعني که اين قوم ياتورکي الاصل بوده و يا اين نام را تورکها بالاي اين قوم گذاشته وبه قسم جز تورکي الاصل قدامت تاريخي داده اند.
به اين قوم که گاه گاهي، جمشيدي، ايماق يا ايماقات اويماق يا اويماقات گفته اند بايد متذکرشد که تورکها ازسومري ها تاسلجوقي ها وتيموريها فيصدي زياد ايشان صحراگرد وصحرانشين بوده اند،در ارتباط به ايماقهاييکه مانندبخشي ازايماقهاي ميمنه که خودرا کويي ياکوهي ميدانند برعلاوه دلايل فوق دليليکه درصفحه 121 کتاب خاطرات دودمان تورک واوزبيک در مسير تاريخ تأليف ابي الاسفارعلي محمدبلخي آمده است:... قدامت تورک ها که در جزيرة قرَم 3 هزارسال پيش از حضرت عيسي (ع) قبيله ي بناءًم طاوري (تاوري) سکونت داشته اند اين قبيله ي که تورکي به قوم کوهي يا کوهستاني تعبيرشده است 4986 سال قدامت تاريخي دارند.
اين جمله را مأخذ ازصفحه 33 رساله تاريکي هاي سرخ ومجلّة وارليق شماره 7و8 سال پنجم ماههاي مهر وآبان 1362 ص 5 نشان داده است.
درصفحه 143 همان کتاب در باره ايماقها چنين آمده است:... اگر از شعوب ابتدايي باشد که ازقبيله اصلي که شامل 92 عروق ميباشد مجزاشده باشد تاجايي در تواريخ وجود دارد مانند قبيلة : آچاميلي، قازاياقلي، که از قبيلة (مين) انشعاب کرده اند ...
عروق (مين) به استناد ص 124 و 131 همان کتاب عروق نمبر(1) از 92عروق احفاد اتراک بوده است.
دررابطه به کويي ياکوهي بودن اين قوم بايد گفت: ازاينکه درزبان مردم کويي بوده قرارگفته هاي بزرگسالان ومحاسن سفيدان ميمنه درطول کمترازيک قرن است که دري زبانان به معني تورکي آن ارجي نگذاشته اصل کلمه را اززبان دري تعبير نموده کوهي تحريرنموده اند.
درصفحات (70-79) تاريخ مقيم خاني نوشته (منشي محمديوسف شبرغاني) درقرن 10 و11هـ ايماقات را از سلالة تورک خوانده ايماقهاي قندوز و قطغن (قتغن) زمين را قرايي تحرير نموده است. ازقوم بزرگ قرايي ياقره يي در المار، قيصاروکوهستانات ولايت فارياب نيز وجود دارندکه بزبان تورکي اوزبيکي تکلم مينمايند. اين به همه گان واضح است کلمه قره يا قرا (سياه) تورکي ميباشد. در صفحة 3728 جلد3 لغتنامة علي اکبر دهخدا آمده است: (تورکي مغولي) تبار و قبيله (غياث اللغات) چ ايماقات، طايفه دودمان چ ايماقات (فرهنگ فارسي معين).
ناگفته نماندکه ازعروق ايماق درهر جا و دربين هرقوميکه جاگرفته اند هنوز کلمات اساسي مانند: آته، آنه ،آپه،آچه، آيه، ايجه، اينه ،جييه، کورپه... اززبان اوّلي (تورکي) شان بالخاصه درزبان نوزادان ايشان موجود است.
در ارتباط 12 ايماق درص31و32 کتاب شجره تراکمه نوشته ابوالغازي بهادرخان تحت عنوان "اون ايککي يوزلوک وييگيرمه تورت ايماق نينگ معني سي نينگ ذکري " چنين آمده است: ... ايل نينگ وخلق نينگ يوزلريغه توقان يوزليک لري تورور تيمک بولور وتقي اول کيم اوغوزخان نينگ بير نيچه آت قويغان کشيلري وقومادين توققان نبيره لري . مونلرهم ييگيرمه تورت کشيلرايرديلر،برچه سي نينگ آتلريني يوقاريده بيربير ايتيب تورورميز، بولرنينگ برچه سي ايونينگ تشقريسينده اولتورديلر،واون ايککي سي آت توتوب اولتوردي واون ايککي سي ايشيکده اولتوردي بوييگيرمه تورتدن توققنلرغه "ايماق" ديديلر،اصل ده"اوماق"رسم تورورکيم قره اولوس نينگ برچه سي سوزني بوتون ايته بيلمس،يارتي ايتورلر، اوشبوچاغده هم بيرکشي بيرکشيدين سورسه ايلينگ ني اوماقي ني تورورتيب سورور.
اوغوزخان درساحات کاشغرستان (قشقرستان) قزاقستان ومغلستان کنوني درقسمتي ازافغانستان امروزي وحتي ازايران پادشاهي نموده وبه استنادفوق بالاي 12 نبيره خود ايماق (نسل) نام گزاري نموده که تاحال 12 ايماق نام مانده است ، اگرقوم ايماق زاده هاي کوه پايه هاي افغانستان باشند وازعروق تورک واوغوزخان نيستند اين نام ازاولاده اوغوزخان چگونه به آنها آنجا انتقال يافته است ؟ طبيعيست که درزمان سلطنت ويابعدها ازسلالة اوغوزخانيها درکوهپايه هاي افغانستان نقل مکان وزيست نموده اند.

تورک دیلینده زنگین وارلی، عظمتلی، گئنیش، دولو و قیمتلی و . . . آنلامیندا گلیب.