تعلّقات انسانی، اجتماعی، تاریخی و ... تشکیل دهنده زیربنای هویت شخصی فرد می باشد؛ اما بدون شک در تعیین هویت هر انسان، زبان به عنوان اساسی ترین و قوی ترین فاکتور از جایگاهی بس ارزشمند برخوردار می باشد.

در بحث قومیت ها و تعلقات قومی، زبان به عنوان اصلی ترین فاکتور نقش اساسی در رشد و پویایی فرهنگی آن اجتماع دارد. در کشورهای چند قومیتی و غیر دموکرات، دولت های حاکم بر اساس یک جنگ روانی برای کم رنگ نمودن هویت قومی افراد، این تعلقات را سدی در راه توسعه اجتماعی نشان می دهند. و بر این اساس و با تکیه بر تفکر « وحدت زبانی تضمینی است بر وحدت سیاسی» سعی در تضعیف و از بین بردن تعلقات قومی و در راس آن زبان قومیت ها دارند. نتیجه این امر، وقوع پدیده ای نو در مناسبات جهانی با نام زبان کشی که همان شکل پیشرفته نسل کشی است می باشد. زبان کشی یکی از اشکال نسل کشی می باشد که به از میان بردن زبان یک اجتماع خاص منجر می شود.

دولتها به جای استفاده از روشهای سرکوب گرایانه و خشن، دست به آموزش اجباری یک زبان به جز زبان قومی منطقه می زنند، و در یک جنگ روانی، اجتماعی، آموزش به این زبان اجباری را تنها راه توسعه و ترقی منطقه نشان می دهند. عدم تحصیل به زبان قومی موجب تضعیف و از میان رفتن آن زبان می شود. با از میان رفتن یک زبان، تمامی تعلقات و میراثهای فرهنگی این زبان نیز از بین رفته و باعث پدیدار گردیدن خلاهای فرهنگی در آن اجتماع و در نتیجه عقب ماندگی و عدم توسعه فرهنگی می گردد.

 بدین سان، جهان امروزی با مفهومی دیگر از جنایت علیه بشریت آشنا می گردد. زبان کشی به جای نسل کشی یعنی از بین بردن تمامی تعلقات فرهنگی یک اجتماع خاص در سایه تحقیر و عدم آموزش آن اجتماع خاص به زبان قومی خویش و در نتیجه تغییر هویتی آن اجتماع. حال این نکته مطرح می گردد که بدون شک برای هر قومیتی که خواهان حفظ و استمرار خویش می باشد؛ بدون شک حفظ زبان اساسی ترین اقدام از جانب آن قومیت خواهد بود.