به بهانه روز زنجان / علی محمد بیانی
ماهنامه بایرام شماره ۲۰- مدیر مسئول :چند سالی است که روز 8 مرداد را به روز زنجان موسوم کرده اند که اتفاقا کار بسیار خوبی است؛ اما به قول قدما بشرطها و شروطها! در دنیای مدرن و توسعه یافته به هر بهانه ای توجه مردم را به موضوعی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جلب می کنند و از قبل آن به نتایجی می رسند که برای یک شهر یا موسسه به مثابه برکت و مشهوریت تلقی می گردد. حالا که ما هم به تاسی از دیگران دست به اقدام پسندیده ای زده ایم؛ لازم است با رعایت تمام جوانب آن به نتایجی برسیم که برای شهر و فرهنگ ما هم برکاتی داشته باشد. از آنجا که می دانید زنجان علی رغم تمام استعدادهای بالقوه و بالفعل خود شهریست نه چندان توسعه یافته. برای اثبات این مساله، صغری کبری های فلسفی پیچیده نیاز نیست. کافی است:
1- مساله توریسم و حضور گردشگران داخلی و خارجی در زنجان 2- وضعیت کوچه ها و خیابانها و جاده ها و ترافیک 3- میدانهای کارگر نشین و بیمه های آنان 4- وضعیت تئاترها و کنسرتها و نمایشگاههای کتاب و... 5- میزان پایبندی مردم و توجه مسئولین به امر انتقال زبان مادری به نسلهای آینده 6- توجه به موسیقی بومی و سنتی 7- فعال بودن سینماها و کتابخانه ها 8- وضعیت کارخانه های فعال و غیر فعال در سطح استان 9- وضعیت محیط زیست انسانی و جانوری، 10- تیراژ و میزان استقبال مردم و نهادهای دولتی از مطبوعات محلی 11- میزان بهره مندی مردم از اینترنت 12- وضعیت نهادهای غیر دولتی و NGO ها را بررسی کرده و کمیت و کیفیت آنها را تحلیل کنیم تا به این نتیجه برسیم که زنجان هنوز نمی تواتد ادعا کند که یک شهر به تمام معنا، صرفه جو، منضبط، بهداشتی، شهروند سالار، فرهنگی و مقید به سنتها و فرهنگ و زبان اجدادی است. درست در همین بزنگاه است که اهمیت نامگذاری 8 مرداد به عنوان روز زنحان خود را نشان می دهد.
به نظر نگارنده وقتی از زنجان سخن به میان می آوریم و در مورد آن سمینار و میتینگ برگزار می کنیم و یا هر برنامه ای دیگر، باید تمهیداتی فراهم کنیم تا زنجان مصادره به مطلوب نشود. یا به عبارتی دیگر زنجان را ممیزی نکنیم. چنانکه بعضی از نهادهای دولتی و غیر دولتی ( چه در زنجان و چه در خارج از زنجان) چنین کرده اند. برای مثال نگاه کنید به سایتهای اینترنتی این موسسات و انجمن ها که چگونه زنجان را به« شیر بی یال و اشکم» تبدیل کرده اند. وقتی از زنجان سخن می گوییم باید از مهمترین و باستانی ترین میراث آن شروع کنیم؛ یعنی زبان مادری و فرهنگ اجدادی و موسیقی و ادبیات غنی آن. آنگاه از بی نظیرترین سرمایه معنوی و اجتماعی یعنی مردم و بزرگان علمی، فرهنگی، دینی و هنری اش سخن بگوییم. معادن زیرزمینی، محیط زیست و آثار گرانقدر باستانی اش که سر انگشت اجداد هنرورمان را بر تارک خود دارد، نباید فراموش شود. ضمن قدردانی از زحمات متولیان « روز زنجان» باید این نکته را یادآوری کنیم که خذف هر یک از امور مذکور یا بی توجهی به آن در زمانها و مکانهای گرامیداشت زنجان، گناهی نابخشودنی خواهد بود؛ زیرا زنجان ما با همه وجود و هویت خود زنجان است و نمی توان یکی را به نفع دیگری تعطیل کرد. مثلا نمی توان « فرهنگ و زبان مادری و ادبیات » آن را به بهانه های واهی به وادی مسخ یا « محیط زیست و خاک حاصلخیز » اش را برای منفعت تجاری و سود بیشتر به ورطه آلودگی و مرگ کشاند.
تورک دیلینده زنگین وارلی، عظمتلی، گئنیش، دولو و قیمتلی و . . . آنلامیندا گلیب.