سعيد!

سه، چهار روز است خيلي سرم شلوغ است و چيزي برايت ننوشتم .

اما محال است فراموشت كنم، محال.

من معناي انسان زيستن را مديون توأم.

تو فرياد مظلوميت يك ملتي.

من هنوز هم چشمانم در اين كوچه هاي زنگان، در همين خانواده و اصلاً در همين دنيا به دنبال

شخصيتي چون تو مي گردد- با تمام عدالتی که داشتی  ِ با تمام ادب و با تمام انسانیتی که هرگز در

کسی ندیده ام - باور کن هرگز . و من دیوانه همان دیدگاه های انسانی تو بودم و هنوز هم هستم.

برايت خواهم نوشت.