دانیشیق
مصاحبه اختصاصی «بایرام» با دلکش زنجانی
رباعی سرای مشهور آذربایجان
دانيشيق آپاران:محمد رزاقي
« ایمامزادانین آشاغی خییاوانی ». مغازه ای با در
چوبی . مقابل مغازه پیر مردی نشسته مشغول تعمیر
کفش ، دلو، و ... است .اهالی زنجان او را با نام « پینه
چی احمد» می شناسند . با ریش و سبیل کاملاً سفید و
دندان عاریه ، تا حدودی با او آشنا هستم ولی این بار
برای مصاحبه با وی تجدید دیدار می کنم. ساعت
11 ظهر شنبه مورخ 19/3/86 روی صندلی چوبی
ساخته شده از تنه درخت می نشینم و سر صحبت را با
وی باز می کنم. از او می خواهم خود را معرفی کند.
چنین سخن می گوید:
« منیم آدیم احمد رمضانی، دوغوم ایلیم 1300
ه.ق تخلوصوم « دیلکشی زنجانی» دیر. در دوره رضا
خان 22 روز در لباس « اسکات» و بار دوم نیز در
دوره محمد رضا پهلوی به مدت 2 سال سرباز ی خود
را سپری می کند شغل « پینه چی لیک » را از اسدالله
مقدم فرا می گیرد. به شعر و شاعری از زمان کودکی
علاقه وافر داشته است . وی می گوید: « 7-8 یاشیم
واریدی، مله میزین اوشاق لارین ییغاردیم ، اونلار لا
بیر لیکده قمه مشق ائلردیک ، من ده روباعی دئیردیم
». در سال 1318 موفق به کسب مدرک 6 اکابر می
شود.او به صورت آزاد به مطالعه ی کتب عربی و
فارسی و تورکی می نماید. احمد رمضانی چهار فرزند
پسر به نام های غلام حسین – داود- حسن و حسین و سه
دختر و بیش از 20 نوه دارد. وی موفق به دیدن نتیجه
ی خودنیز شده است. او تا امروز دو کتاب شعر با
عنوان های « ریاض المصائب » و « قیام حسینی» به
چاپ رسانده است. بیشترین شعر های این دو کتاب در
قالب رباعی است. از جمله رباعی های معروف وی که
در ایام ماه محرم با شور تمامخوانده می شود ؛ عبارتند
از
: آی جماعت گؤنده ریب فرزند پیغمبرمنی
سو تداروک ائتمه گه شاه ملک ، لشگر منی
« یا حسین بو جمعی دن یکسر سلام اولسون سنه
بیزدن ای فرزند پیغمبر سلام اولسون سنه » .
احمد رمضانی در اکثر هیات های مذهبی زنجان
سخنرانی و رباعی خوانی کرده است. او ویژگی های
سخنرانی خود را توصیف می کند: « من هر یئرده اؤز
دانیشمامی قورآنین آیه لری ایله باشلاییب ، قورتولوش
سؤزلریمی ده قورآن آیه لری ایله قرتاریب، امام زمانین
بارگاهینا عرض ادب ائله رم»
گلایه ی وی از مردم زنجان به علت غریبه پرور بودن
اهالی شهرمان هست، او می گوید: « زنجانی ها به
شعرای خود ارزش قائل نیستند همیشه به افراد غریبه
بیش از بیش اهمیت می دهند» . از نوحه خوان های
زنجان سخن به میان می آید، او می گوید : « میرزا
رجب جودی به مدت 27 سال در محله
« اشاغی مچید یئری» به نوحه سرائی پرداخت . از
دیگر نوحه سرایان قدیمی می توان از حاج شیخ علی و
ایبراهیم که در مسجد حسینیه زنجان به مداحی اهل بیت
مفتخر بودند نام برد . رمضانی وضعیت مرثیه زمان
گذشته ( قبل از انقلاب ) را چنین شرح می دهد. : ( سید
ابوالقاسم نامی بودکه هنگام عزاداری مسجد حسینیه پیشا
پیش دسته عزاداری حرکت می کرد و با ریختن خاک
بر سر خود می گفت : « قارداش سیز قالان حوسئین»
در این هنگام چشمان او حلقه می زند و لرزش در
صدای او احساس می شود. وی همچنین می افزاید : در
آن زمان حاج رسول نهالی و حاج محمد فغفوری بیشتر
نوحه ی
« ای میر حرم قان تؤکولور بو یئره قارداش
قئیتر حرمی روضه ی پیغمبره قارداش»
در مجالس عزای حسئینی قرائت می کردند .
در پایان از او می خواهیم با قطعه شعری به مصاحبه
دوستانه ی ما پایان دهد.
ای جماعت گؤندهریب فرزند پئیغمبر منی
سو تداروک ائتمهگه شاه ملک لشگر منی.
من ابوالفضلم قوشون کر بو بلا سقّاسییام
قدرت الله اوغلو یام، یعنی هونر دریاسییام
چون ولایت بورجونون، مهر جهان آراسییام
ائیله ییب صاحب علم، اول شاه بی یاور منی .
جمع اولوبسوز بیر یئره، بیجا ائدیرسیز های و هوی
اؤز اؤزوزله ا ئتمه یین ای قوم دیگر گفتگو
گؤز آچین تا بیر گؤرون کیمله اولوبسوز رو به رو
شاه مردان آدلی ییب میر غضنفر فر منی.
من او عبباسم ، بابام بؤلدو بئشیکده اژدها
شأنینه جنگ« احد» دا گلدی لفظ لا فتی
ذولفقاری عرشیدن گؤندردی اول دمده خدا
جنگه پرمشق ائیله ییب اول ساقی کوثر منی .
ایشتیباهه دوشمهیین ای بی مروّت کیمسه لر
قدرتیم وار جانیزا بو تیغیله ساللام شرر
وئرمه ییب افسوس ایجازه پادشاه بحر و بر
بیر سویا مأمورا ئدیب، سلطان گردونفر منی .
...
راضییام ای قوم تندن قوللاریم اولسون قلم
اوخ وورون سینم داغیلسین اشتییاغیم وار اؤلم
سو وئرین بو شرطیله عطشان قاليب اهل حرم
خیردا قیزلار جام الینده خیمه ده گؤزلر منی .
یا ابوالفضل، شؤهرتین بالمرّه عالمگیر اولوب
گردن عشّاقه، عشقین حلقه ی زنجیر اولوب
« ديلکش » محزون سنه عجزیله دامن گیر اولوب
قبري پاکين حسرتی دیوانه وار ا ئیلر منی .
ای جماعت گؤندهریب فرزند پئیغمبر منی
تورک دیلینده زنگین وارلی، عظمتلی، گئنیش، دولو و قیمتلی و . . . آنلامیندا گلیب.