کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی:
زبان حرف اول و آخر را در ارتباطات می‌زند

• شاید در کشورهای دیگر نیز این زبان آموزش داده شده و صحبت شود ولی این دو قطب به عنوان تئوریسینهای زبان به شمار رفته و کتابها، نوارها و جزوات آنها به کشورهای گوناگون جهان صادر می‌شود.

گروه گزارش ـ مقوله زبان امروزه با توجه به پیشرفتهای غیرقابل کتمان تکنیکی و علمی، حرف اول و آخر را در عرصه ارتباطات می‌زند و با توجه به اینکه جهان در سایه این ارتباطات کوچک شده و به صورت دهکده جهانی درآمده، یادگیری یک زبان به خاطر ارتباط با سایر فرهنگها و زبانهای دیگر امری انکار‌ناپذیر است و باید همه آحاد جامعه با تسلط بر یک زبان خارجی که در تمام دنیا فراگیر است بتوانند پنجره‌های کشور خود را به روی کشورهای دیگر بازکنند.
اسد‌ا... میرابیان، کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی در گفت‌و‌گو با خبرنگار مردم‌نو ضمن بیان مطلب فوق افزود: برای درک بهتر اهمیت زبان بهتر است مراجعه‌ای به سابقه زبان داشته باشیم. موضوع زبان و آموزش آن قبل از میلاد مسیح که اولین بار یونانیان به خاطر تبدیل شدن به مهد تمدن و علم شروع به آموزش زبان کردند مطرح شده است. زیرا از نقاط مختلف جهان برای فراگیری تکنیکهای مختلف بخصوص هنر وارد این سرزمین می‌شدند. یونانیها مشاهده کردند اگر خواستار انتقال علم خود به دیگران هستند باید در ابتدا زبان خود را منتقل کنند. این آموزش در ابتدا شامل یادگیری دستور زبان و سپس یادگیری چند لغت و تلفیق این دو بود تا شخص قادر به بیان نظر خود باشد.
مدرس دانشگاههای زنجان در ادامه افزود:‌ این آموزش طی سالهای طولانی متحول و حتی متوقف شده ولی در دهه 1940 یعنی کمتر از 70 سال پیش موضوع آموزش زبان مجدداً مطرح شده و باید گفت هنوز جوان است. رفته‌رفته به آموزش زبان از منظر علمی نیز نگاه شد ولی در حال حاضر جنبه علمی آن چندان مورد توجه نیست و بیشتر به جنبه ارتباطی آن توجه می‌شود. ارتباط جزو هنر به شمار می‌رود و برقراری ارتباط یک هنر است. هنوز پس از گذشت 70 سال از بررسی علمی زبان راهکار ثابت و مشخصی برای آموزش آن تدوین نشده و همچنان در دنیای تئوریها به سر می‌برد. طبق این تئوریها یادگیری زبان شامل چهار مهارت است که گوش دادن اولین مهارت به شمار می‌رود. یک نوزاد پس از تولد الگوهایی را از اطرافیان و محیط می‌گیرد که سرریز شدن این الگوها منجر به حرف زدن که دومین مهارت زبان آموزی است می‌شود. این نوازد بعدها خواندن و نوشتن را فرامی‌گیرد و همین الگو در آموزش زبان به بزرگسالان نیز استفاده می‌شود.
میرابیان درخصوص استفاده و پیاده کردن این الگوها در جامعه نیز گفت: در جهان امروز دو قطب آموزش زبان وجود دارد که یکی آمریکا و دیگری انگلیس است. شاید در کشورهای دیگر نیز این زبان آموزش داده شده و صحبت شود ولی این دو قطب به عنوان تئوریسینهای زبان به شمار رفته و کتابها، نوارها و جزوات آنها به کشورهای گوناگون جهان صادر می‌شود. این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد که منظور از انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی لهجه شمال آمریکا و شمال شهر لندن است. نکته قابل توجه دیگر این است که در بخش مطالعات زبان‌شناسی سازمان ملل که مطالعات خود را درباره زبانهای مختلف دنیا از سال 2002 شروع کرده و سال 2004 منتشر کرد مشخص شد انگلیسی زبان اول دنیا نیست و براساس پیچیدگی و توجیه لازم برای هر پیچیدگی در مقابل شگفتی همگان زبان عربی از بین 2200 زبان دنیا در رتبه اول قرار گرفت و زبان ترکی در جایگاه دو ایستاد و انگلیسی ششم شد. فراگیری انگلیسی بیشتر به خاطر تسلطهای استعمار‌گرانه‌ای است که کشورها استعمار‌گر در گذشته بر روی سایر کشورها داشته‌اند و با وجود اینکه در رتبه ششم قرار دارد این زبان بر سایر کشورهای دیکته شده است.
این مدرس دانشگاه در ادامه اظهار داشت: دو قطب آموزش زبان غیر از موضوع آموزش، بهره‌برداری صادراتی نیز از آن دارند و حتی جنبه سیاسی هم در آموزش زبان دخیل شده است. یعنی هرچند سال یک بار سیستم آموزش زبان انگلیسی در کشورهای دیگر بین این دو قطب دست به دست می‌شود که نشان دهنده این امر است که دو کشور روی بازاریابی نیز کار می‌کنند و شاید درآمدهای هنگفتی هم برایشان دارد. نکته بسیار مهم دیگر این است که این دو کشور علاقه‌ای به فراگیری انگلیسی در کوتاه مدت ندارند و سیستمهای موجود در آموزشگاه‌ها بیش از چهار الی پنج سال طول می‌کشد در حالی که از نظر کارشناسان چنین زمان طولانی برای فراگیری یک زبان لازم نیست.
وی ادامه داد: با این تفاسیر زبان انگلیسی حقیقتی است که نمی‌توان آن را کتمان کرد و از کنار فراگیری آن گذشت. دو قطب زبان در حال حاضر به فکر برطرف کردن ایرادات وارده به این زبان افتاده‌اند و حال باید دید ما باید در این میدان چه کنیم و چگونه می‌توانیم سیاست طولانی کردن مدت آموزش زبان را با تکنیکهای خاصی کوتاه کنیم.
ما می‌توانیم موضوع آموزش زبان را با توجه به فرهنگ و ظرفیتهای خودمان در داخل کشور برنامه‌ریزی کرده و تنها از تئوریهای خارجی ایده بگیریم. زبان از جنبه ارتباطی شاخه‌ای از هنر محسوب می‌شود و نباید هنر را جزو دروس اجباری قرار داد. هنر به ذوق، سلیقه و استعداد شخص بستگی دارد. برای یادگیری یک هنر اولین مسئله انگیزه است و بنابراین وقتی به سطح روستاها و شهرهای کوچک می‌رویم انگیزه‌ای برای یادگیری زبان وجود ندارد پس چه ضرورتی دارد این زبان به این دانش‌آموزان آموزش داده شود. باید این حقیقت را قبول کرد که آموزش و پرورش علی‌رغم تلاشهای زیاد در راستای آموزش زبان به خوبی عمل نکرده، چون یک هنر را اجباری کرده است. علت پیدایش قارچ مانند آموزشگاههای آموزش زبان نیز همین عدم توفیق آموزش و پرورش است.
میرابیان درباره راه‌حل این مشکل نیز گفت پیشنهاد من این است که زبان به عنوان هنر شناخته شده از ستون کارنامه‌ها حذف شده و اختیاری شود. یعنی افراد، دیپلم را بدون زبان بگیرند که اشکالی هم ندارد.
اما ورود به دانشگاهها با یک مدرک درجه یک زبان همراه باشد که موجب ایجاد انگیزه نیز می‌شود. در این صورت حتی روستاییان نیز دنبال زبان می‌روند و در کنکور نیز نیازی به زبان نیست و از طرف دیگر رشد آموزشگاه‌ها نیز سرو سامان می‌گیرد.
کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی در مورد آموزشگاههای آموزش زبان فعال در زنجان گفت: طبق قوانین و ضوابط خاص واجدان شرایط می‌توانند آموزشگاه تأسیس کنند ولی سقفی برای آن تعیین نشده است.
کثرت آموزشگاهها شاید باعث ایجاد رقابت شود ولی چون مسئله مالی مطرح است در مواردی مسائل تخریبی نیز مطرح می‌شود که بر تقدس آموزش خدشه وارد می‌کند. باید برای ایجاد آموزشگاهها سقفی تعیین شود و با ایجاد مکانی خاص برای تجمیع آموزشگاهها سرو سامانی نیز به آنها داده شود.
باید این موضوع را هم مورد توجه قرار داد که حضور این آموزشگاهها بی‌تأثیر نبوده و توانسته‌اند سطح زبان را در زنگان افزایش قابل توجهی دهند.

http://www.mardom-e-no.com/index.php?id=8412