تاجيكها خط فارسي را عربي ناميدند
گزارش تحليلي «جامجم» درباره ادعاي اخير وزير آموزش و پرورش تاجيكستان
تاجيكها خط فارسي را عربي ناميدند
گروه فرهنگ و هنر- آرش شفاعي: خبرگزاريها ديروز به نقل از عبدالجبار رحمانف، وزير آموزش و پرورش تاجيكستان نوشتند، زبان تاجيكي به الفباي كريلي باقي خواهد ماند و ضرورتي براي روي آوردن به خط عربي نميبينيم. براساس خبري كه خبرگزاري نووستي آن را مخابره كرده بود، وي افزوده است: ايران براي يادگيري خط عربي كتابهايي را براي مدارس تاجيكستان ارسال ميكند كه دانشآموزان براساس آنها «زبان عربي» را ياد بگيرند! اين اظهارات تكرار موضعگيري چندي پيش امام علي رحمان، رئيسجمهور اين كشور فارسيزبان است كه اعلام كرده بود كشورش تا 10 سال آينده به خط عربي روي نخواهد آورد. دليل اصرار مقامات تاجيك بر اشتباه تاريخي مقامات جمهوري تاجيكستان در دوران حاكميت اتحاد جماهير شوروي روشن نيست؛ چرا كه تغيير خط فارسي به لاتين و سپس سيريليك باعث انقطاع فرهنگي خطرناكي براي مردم اين سرزمين فارسزبان شد به گونهاي كه آنان تا دهها سال با ميراث مكتوب نياكان خود بيگانه بودند. در سالهاي پس از استقلال تاجيكستان، عطش مردم اين كشور براي كسب دوباره هويت تاريخي خود در روي آوردن به آموختن خط فارسي جلوهگر شد، اما دولت تاجيكستان طي اين سالها همچنان در برابر اين خواسته تاريخي مقاومت ميكند. نوروز امسال مقامات سياسي سه كشور فارسيزبان ايران، افغانستان و تاجيكستان براي نزديك كردن ديدگاههاي خود در دوشنبه گرد آمدند و اين نشستها اميدواري براي رسيدن به وفاق فرهنگي بيشتر به عنوان مهمترين مولفه براي رسيدن به اتحاديه كشورهاي فارسيزبان جهان را زنده كرد. اظهارات اخير مقامات تاجيكستان نشان ميدهد كه نشستها و مراودات سياسي تا زماني كه با پشتوانه آگاهيهاي تاريخي و فرهنگي و ديدگاههاي فرهنگيان و دانشمندان سه كشور همراه نباشد به سرانجامي نخواهد رسيد. مقامات ايران و افغانستان بايد به صورتي روشن و مستدل به طرف تاجيك تفهيم كنند كه آنچه در كشورهاي ايران و افغانستان رواج دارد زبان و خط فارسي است ولاغير و اين خط جزو لاينفك هويت ملي فارسيزبانان است. عجيب نيست كه وزير آموزش و پرورش يك كشور فارسيزبان، رواج و انتشار كتابهايي با خط فارسي را در جهت ترويج زبان عربي بداند! آيا نبايد اين اظهارات را در ادامه شيطنتهايي دانست كه طي چند سال اخير براي ضربه زدن به هويت ملي ايرانيان آغاز شده است؟
رواج دادن نامهاي مجعول براي «خليج فارس» و دنبال كردن اين حركت از سوي برخي موسسات بينالمللي كه ظاهر علمي و آكادميك دارند اگرچه با پاسخهاي مستدل مسوولان ايراني و واكنشهاي بموقع ايرانيان سراسر جهان همراه شد، تنها بخشي از اين شيطنتهاي حساب شده است.
در طول سالهاي اخير، بسياري از چهرههاي فرهنگي و علمي ايراني كه هيچكس در هويت آنها شكي ندارد، از جمله رودكي، ابنسينا، مولانا، فارابي و ابوالحسن خرقاني، عرب، ترك و غيرايراني معرفي شدهاند و صدالبته برخي كمكاريهاي مسوولان فرهنگي در تشديد اين مشكلات موثر بوده است.
امروز تعرض به خط فارسي بخش جديدي از پروژه تهديد هويت ايراني و همه فارسزباناني است كه به اين خط مينويسند. اگر مسوولان فرهنگي كشورمان و همه كاربران رايانه كه خط فارسي را زيرشاخه عربي ويندوز ديده بودند به اين حركت اعتراض ميكردند و خط فارسي را داراي هويتي مستقل اعلام كرده بودند، امروز شنيدن اظهارات مقام برجسته يك كشور فارسيزبان در تعرض به زبان فارسي بعيد بود.
خط فارسي اگر چه در دوران پس از اسلام در سرزمين تمدن پارسي رواج يافت، اما در طول قرنهاي پياپي به هويت، اختصاصات، رسمالخط و دستور نگارش مخصوص به خود دست يافته و نميتوان آن را با خط عربي كه هويتي كاملا مجزا و قواعد و دستور ويژه خود را دارد، يكي دانست.
هيچكس در دنيا يك خط را به صرف شباهت به خط ديگري، كتمان نميكند. مگر زبانهاي انگليسي ، فرانسوي ، اسپانيولي و پرتغالي از حروف مشابه استفاده نميكنند؟ آيا كسي رسمالخط انگليسي و فرانسوي را كتمان ميكند؟ پس چگونه است كه رواج خط فارسي را زمينهچيني براي گسترش زبان عربي ميدانند؟
بسياري از شاهكارهاي علم، فلسفه و هنر ايراني در طول قرنها به زبان وخط فارسي نوشته شده و شعر فارسي كه صيت شهرت و شكوه آن آفاق را درنورديده است با همين خط نوشته شده و هيچكس نميتواند منكر هويت مستقل خط فارسي شود.
همانگونه كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ديروز دفاعي مستدل و جامع از هويت تاريخي خليج فارس ارائه كرد، به نظر ميرسد مقامات سياسي و فرهنگي كشور نيز بايد دفاع از خط فارسي را به عنوان بخش مهم ديگري از هويت ايراني در دستور كار قرار دهند و با موضعگيري بهنگام در برابر مقامات تاجيك يا هر مقام مسوول ديگري كه خط فارسي را خط عربي ناميدند (يا بعدها مينامند)، جلوي حركت شيطنتآميز ديگري را در كتمان بخش مهمي از هويت تاريخي و ملي ايران بگيرند.
رواج دادن نامهاي مجعول براي «خليج فارس» و دنبال كردن اين حركت از سوي برخي موسسات بينالمللي كه ظاهر علمي و آكادميك دارند اگرچه با پاسخهاي مستدل مسوولان ايراني و واكنشهاي بموقع ايرانيان سراسر جهان همراه شد، تنها بخشي از اين شيطنتهاي حساب شده است.
در طول سالهاي اخير، بسياري از چهرههاي فرهنگي و علمي ايراني كه هيچكس در هويت آنها شكي ندارد، از جمله رودكي، ابنسينا، مولانا، فارابي و ابوالحسن خرقاني، عرب، ترك و غيرايراني معرفي شدهاند و صدالبته برخي كمكاريهاي مسوولان فرهنگي در تشديد اين مشكلات موثر بوده است.
امروز تعرض به خط فارسي بخش جديدي از پروژه تهديد هويت ايراني و همه فارسزباناني است كه به اين خط مينويسند. اگر مسوولان فرهنگي كشورمان و همه كاربران رايانه كه خط فارسي را زيرشاخه عربي ويندوز ديده بودند به اين حركت اعتراض ميكردند و خط فارسي را داراي هويتي مستقل اعلام كرده بودند، امروز شنيدن اظهارات مقام برجسته يك كشور فارسيزبان در تعرض به زبان فارسي بعيد بود.
خط فارسي اگر چه در دوران پس از اسلام در سرزمين تمدن پارسي رواج يافت، اما در طول قرنهاي پياپي به هويت، اختصاصات، رسمالخط و دستور نگارش مخصوص به خود دست يافته و نميتوان آن را با خط عربي كه هويتي كاملا مجزا و قواعد و دستور ويژه خود را دارد، يكي دانست.
هيچكس در دنيا يك خط را به صرف شباهت به خط ديگري، كتمان نميكند. مگر زبانهاي انگليسي ، فرانسوي ، اسپانيولي و پرتغالي از حروف مشابه استفاده نميكنند؟ آيا كسي رسمالخط انگليسي و فرانسوي را كتمان ميكند؟ پس چگونه است كه رواج خط فارسي را زمينهچيني براي گسترش زبان عربي ميدانند؟
بسياري از شاهكارهاي علم، فلسفه و هنر ايراني در طول قرنها به زبان وخط فارسي نوشته شده و شعر فارسي كه صيت شهرت و شكوه آن آفاق را درنورديده است با همين خط نوشته شده و هيچكس نميتواند منكر هويت مستقل خط فارسي شود.
همانگونه كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ديروز دفاعي مستدل و جامع از هويت تاريخي خليج فارس ارائه كرد، به نظر ميرسد مقامات سياسي و فرهنگي كشور نيز بايد دفاع از خط فارسي را به عنوان بخش مهم ديگري از هويت ايراني در دستور كار قرار دهند و با موضعگيري بهنگام در برابر مقامات تاجيك يا هر مقام مسوول ديگري كه خط فارسي را خط عربي ناميدند (يا بعدها مينامند)، جلوي حركت شيطنتآميز ديگري را در كتمان بخش مهمي از هويت تاريخي و ملي ايران بگيرند.
رواج دادن نامهاي مجعول براي «خليج فارس» و دنبال كردن اين حركت از سوي برخي موسسات بينالمللي كه ظاهر علمي و آكادميك دارند اگرچه با پاسخهاي مستدل مسوولان ايراني و واكنشهاي بموقع ايرانيان سراسر جهان همراه شد، تنها بخشي از اين شيطنتهاي حساب شده است.
در طول سالهاي اخير، بسياري از چهرههاي فرهنگي و علمي ايراني كه هيچكس در هويت آنها شكي ندارد، از جمله رودكي، ابنسينا، مولانا، فارابي و ابوالحسن خرقاني، عرب، ترك و غيرايراني معرفي شدهاند و صدالبته برخي كمكاريهاي مسوولان فرهنگي در تشديد اين مشكلات موثر بوده است.
امروز تعرض به خط فارسي بخش جديدي از پروژه تهديد هويت ايراني و همه فارسزباناني است كه به اين خط مينويسند. اگر مسوولان فرهنگي كشورمان و همه كاربران رايانه كه خط فارسي را زيرشاخه عربي ويندوز ديده بودند به اين حركت اعتراض ميكردند و خط فارسي را داراي هويتي مستقل اعلام كرده بودند، امروز شنيدن اظهارات مقام برجسته يك كشور فارسيزبان در تعرض به زبان فارسي بعيد بود.
خط فارسي اگر چه در دوران پس از اسلام در سرزمين تمدن پارسي رواج يافت، اما در طول قرنهاي پياپي به هويت، اختصاصات، رسمالخط و دستور نگارش مخصوص به خود دست يافته و نميتوان آن را با خط عربي كه هويتي كاملا مجزا و قواعد و دستور ويژه خود را دارد، يكي دانست.
هيچكس در دنيا يك خط را به صرف شباهت به خط ديگري، كتمان نميكند. مگر زبانهاي انگليسي ، فرانسوي ، اسپانيولي و پرتغالي از حروف مشابه استفاده نميكنند؟ آيا كسي رسمالخط انگليسي و فرانسوي را كتمان ميكند؟ پس چگونه است كه رواج خط فارسي را زمينهچيني براي گسترش زبان عربي ميدانند؟
بسياري از شاهكارهاي علم، فلسفه و هنر ايراني در طول قرنها به زبان وخط فارسي نوشته شده و شعر فارسي كه صيت شهرت و شكوه آن آفاق را درنورديده است با همين خط نوشته شده و هيچكس نميتواند منكر هويت مستقل خط فارسي شود.
همانگونه كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ديروز دفاعي مستدل و جامع از هويت تاريخي خليج فارس ارائه كرد، به نظر ميرسد مقامات سياسي و فرهنگي كشور نيز بايد دفاع از خط فارسي را به عنوان بخش مهم ديگري از هويت ايراني در دستور كار قرار دهند و با موضعگيري بهنگام در برابر مقامات تاجيك يا هر مقام مسوول ديگري كه خط فارسي را خط عربي ناميدند (يا بعدها مينامند)، جلوي حركت شيطنتآميز ديگري را در كتمان بخش مهمي از هويت تاريخي و ملي ايران بگيرند.
http://www.jamejamonline.ir
تورک دیلینده زنگین وارلی، عظمتلی، گئنیش، دولو و قیمتلی و . . . آنلامیندا گلیب.