نقد وبررسي كتاب مباني تاريخ اجتماعي ايران نوشته دكتر رضا شعباني
نقد وبررسي كتاب مباني تاريخ اجتماعي ايران نوشته دكتر رضا شعباني
شصت ويكمين نشست گروه عصر كتاب برگزار شد
شصت و يكمين نشست گروه تاريخ عصركتاب به همت اداره كل كتابخانه هاي عمومي استان زنجان در محل سالن اجتماعات كتابخانه عمومي سهروردي برگزار گرديد.
در اين نشست كتاب مباني تاريخ اجتماعي ايران تاليف دكتر رضا شعبان با حضور علاقمندان به حوزه تاريخ مورد نقد و بررسي قرار گرفت.
در ابتداي نشست فتحا... پور، مسئول گروه تاريخ عصر كتاب با اشاره به اينكه كتاب مباني تاريخ اجتماعي ايران به چاپ سيزدهم خود رسيده است، اظهار داشت: اين كتاب در سال 1369 به چاپ رسيده و در طول دو دهه، بازار نشر منحصربه فردي را با وجود اينكه يك كتاب تخصصي رشته تاريخ ميباشد به خود اختصاص داد.
وي به عوامل تجديد چاپ اين كتاب پرداخت و افزود: يكي از عوامل اصلي تجديد چاپ كتاب مباني تاريخ اجتماعي ايران كه توسط دكتر رضا شعباني تاليف شده، معرفي آن از سوي برخي از استادان دانشگاهها به عنوان كتاب درسي بوده و اين مسئله الزامي را براي خريد از سوي دانشجويان ايجاد كرده است اما صرف درسي بودن آن نميتواند عامل تجديد چاپ آن تا مرحله سيزدهم باشد، پس بايد پذيرفت كه داراي خصوصيات مخاطبپسند نيز ميباشد.
مسئول گروه تاريخ عصر كتاب زنجان با بيان اينكه بيش از 20 سال از تاليف اين كتاب ميگذرد، گفت: اين كتاب داراي ضعفهاي جدي بوده و نيازمند نقد اساسي ميباشد. ضمن اينكه طي سالهاي گذشته كتابهاي جامعتري نسبت به اين كتاب تاليف و گردآوري شده؛ در نتيجه استادان دانشگاه بايد دقت بيشتري در معرفي كتاب دكتر شعباني به عنوان كتاب درسي داشته و بهتر است به فكر جايگزيني براي آن باشند.
وي يكي از انتقادات وارد به كتاب مورد بحث و مؤلف آن را تعصبگرايي در تاليف و گردآوري آن عنوان كرد و افزود: اين تعصب و مليگرايي به وضوح در كل كتاب قابل مشاهده است، چنانكه از حمله اقوام و حكومتهاي ايراني به اقوام سرزمينهاي بيگانه تحت عنوان رشادت و دليري ايرانيان ياد كرده و حمله اقوام بيگانه را به ايران وحشيگري خوانده است.
در ادامه اين نشست، ميرمعزي، يكي از اعضاي گروه تاريخ عصر كتاب به معرفي كتاب مباني تاريخ اجتماعي ايران پرداخت و اظهار داشت: اين كتاب شامل پنج بخش ميباشد كه در بخش اول آن خصوصيات عمومي جوامع ايراني در پيش از تاريخ گنجانده شده و در بخش دوم نيز مؤلف به صورت بسيار جزئي به حضور در تاريخ اشاره كرده است در حالي كه در اين بخش ميتوانست مباحثي همچون وضعيت حضور ايرانيان در تاريخ، تاثيرگذاري آنها در پيشبرد جوامع انساني، دستاوردهاي جامعه ايراني را مورد بررسي قرار دهد كه متاسفانه شاهد چنين مباحثي در اين فصل نيستيم.
وي افزود: فصل سوم تحت عنوان شكلپذيري تاريخي اجتماعات ايراني در اين كتاب و فصل چهارم نيز تحت عنوان مقاومتهاي ملي آورده شده كه متاسفانه دكتر شعباني به اين مبحث مهم نيز به صورت گذري اشاره كرده و به عمق اين موضوع نپرداخته است.
اين كارشناسارشد علوم اجتماعي با بيان اينكه فصل پنجم كتاب به خصوصيات فرهنگ و تمدن ايراني اختصاص يافته است، گفت: در اين بخش كتاب، مبحث خانواده نيز ميتوانست به عنوان يك بخش مجزا و مهم مورد بحث و بررسي قرار گيرد كه متاسفانه مؤلف بيش از سه صفحه به آن اختصاص نداده و مباحثي همچون طبقات و اقشار اجتماعي را تحت عنوان نهاد خانواده آورده است.
ميرمعزي با اشاره به اينكه نكته جالب و تازهاي در اين كتاب به لحاظ تاريخي و جامعهشناسي مشاهده نميگردد، افزود: مطالب مطرح شده در اين كتاب در ساير كتابها نيز موجود بوده و متن كتاب مخاطب را راضي نميكند. ضمن اينكه ملاحظات متعدد در نظر گرفته شده از سوي مؤلف اين كتاب به دليل درسي بودن آن به ساختار آن آسيب وارد كرده است.
وي به نظريه كاركردگرايي تالكوت پارسونز و رابطه تعامل و تبادلي اجزا و ساختار اشاره كرد و افزود: اين كتاب با اين نظريه همسو بوده چنان كه در متن فصلهاي كتاب به هيچ عنوان مقاومتي در طول تاريخ مشاهده نميشود در حالي كه واقعيت تاريخ اينگونه نبوده و هميشه كاركردهاي منفي و مقاومت براي تغيير و يا انطباق ساختارها در تمامي جوامع وجود داشته است.
منتقد كتاب مباني تاريخ اجتماعي ايران در پايان به نثر كتاب نيز اشاره كرد و اظهار داشت: نثر كتاب ساده بوده و داراي اصطلاحات تخصصي نميباشد. ضمن اينكه در مجموع اين كتاب در مقايسه با كتابهاي تاريخي چاپ شده در سالهاي اخير نهتنها حرف تازهاي براي گفتن ندارد بلكه خيلي از مباحث ضروري نيز در آن از قلم افتاده است
+ نوشته شده در Thu 21 Jun 2012 ساعت 23:2 توسط آخار سو
|
تورک دیلینده زنگین وارلی، عظمتلی، گئنیش، دولو و قیمتلی و . . . آنلامیندا گلیب.