تاریخچه ترکهای قشقایی- شیرین نامداری
شیرین نامداری
hejran.sh@gmail.com
هیچیک از داستانهای قشقایی متعلق به قهرمانان قشقایی نیستند و با داستانهای آزربایجانیها، قفقازیها و قبچاقیها یکسان هستند که این خود نشانگر این است که قاییهای سرزمین قشقا پس از مهاجرت از زادگاهشان مدتها در قفقاز، قبچاق و آذربایجان زندگی کرده اند(این مسئله با مهاجرت قاییها به قفقاز و آسیای صغیر و آذربایجان از نظر زمانی نیز کاملا مطابقت دارد)پیوندها برقرار کرده و خویشاوندیها استوار نموده اند و بعضا با طائفه های دیگر آمیخته شده اند.
آهنگهای یکسان بین آذربایجانیها، قفقازیها و قشقاییها نشان از همزیستی طولانی و یکسان بودن محل زندگی و آمیخته شدن باهم(زبان و نژاد) تاثیر و تاثرهای آنها (قفقاز و قبچاق و قشقایی) میدهد. روایت آرزومندی برای بازگشت به مکانهایی مانند تبریز، هشتر خانه، اروم آدا، قفقاز و قبچاق در شعرهای موسیقی قشقایی نشان از اقامت طولانی قبیله قایی در این مناطق و آمیختگی و پیوند با سایر طوایف ترک را آشکار می سازد. اما بنیانگذاران قشقایی نام این ایل را از اسم نیای خود برگزیده اند و سایر قبایل را به زیر چتر خود درآورده اند. در این که قشقاییها از طوایف مختلف تشکیل شده اند و نژاد تقریبا یکسانی ندارند شبهه ای وجود ندارد ولی هسته اصلی این ایل را ترکان قایی تشکیل میدهند که از شهر «قش» در« قشقا دریا» آمده اند.
همانطور که از اسامی طوایف و تیره های قشقایی برمی آید نام گذاری آنها براساس نیاکان و وطن آنهاست و نام قشقایی نیز از این قاعده مستثنی نیست. وجود طوایف همنام در بین ترکان قشقایی آذری و قفقازی و آسیای میانه هم بر چند قسمت شدن برخی طوایف و هم بر اقامت مکانی یکسان آنها دلالت دارد؛ مثلا لفظ قشقایی از نام امیر شاهیلوی قشقایی انتخاب شده از خویشاوندان نزدیک صفویه و از صاحب منصبان این سلسله به شمار میرفته است. او این نام را از نام اجداد و وطن خود انتخاب کرده است. یا جانی آقا قشقایی از درباریان صفویه بوده که برای گسترش شیعه به ناحیه گندمان رفته است و درآنجا درگذشته است. محل اقامت او دربین ترکان قدیمی گندمان بوده است؛ که این ترکان به گفته مورخان از ترکان سلغری بوده اند که این ترکان به مرور و با قدرت گرفتن ترکان ولایت قشقا در ایل قشقایی ادغام شده اند.
طوایفی مثل بیات، آق قویونلو، بیگدلی، افشار، قاجار، قرخلو، بلوردی و خلج که امروزه جزو تیره های قشقایی محسوب میشوند که در طوایف قزلباش و ترکان قفقاز نیز وجود دارند که این دلیلی برچند پاره شدن این طوایف و سکونت آنها در کنار هم در ابتدا و سرانجام رفتن به نقاط مختلف و قرار گرفتن در طبقه بندیها و تقسیمات و ایلات جدید است. این مطلب نشانگر اقامت قشقاییها در قفقاز و آذربایجان است. بسیاری از آهنگهایی که امروزه در قشقایی نواخته میشود همان آهنگهایی است که این ترکان با خود از آذربایجان و قفقازآورده اند. البته این نغمه ها به مرور رنگ و بوی قشقایی به خود گرفته است.
داستانهایی مثل غریب و صنم، اصلی و کرم، ایاز و محمود و کوراغلو بین قشقاییها و آذریها و قفقازیها یکسان است و نغمه های این داستانها نیز تقریبا یکسان است. این مطلب نیز هویدای این است که قشقاییها مدتها در قفقاز قبچاق و آذربایجان زیسته اند و بسیاری از آداب ورسوم فرهنگها نواها و شیوه زندگیها را از آنها آموخته اند. شباهت بسیار زیاد بین اقوام متفرق دلیل برآن دارد که این اقوام در گذشته یا کنار هم زندگی میکرده اند یا در اصل یکی بوده اند.
در زبانهای ترکی شرقی، آلتایی، مغولی، چینی، قبچاقی، قفقازی و قشقایی هرگز حرف (ر)به حرف (ا) تبدیل نشده و نمی شود که کاشغری به قشقایی تبدیل شود. البته (ک)به (ق)و برعکس تبدیل میشود. در ضمن (غ)در کلمه کاشغر با (ق)در کلمه قشقایی هم از نظر تلفظ و هم از نظر ریشه زبانی کاملا فرق دارند. در ثانی در زبان ترکی آنهم در آن دوران شناسایی توسط شهر معمول نبوده است پس تبدیل کلمه کاشغری به قشقایی کاملا نادرست است. در مورد وجه قچ قایی هم متذکر شوم که اگر این ترکیب درست باشد باید کلماتی مثل قاچاق، قاچاقچی، قیچی و...که درست از این ریشه اند نیزباید حرف (چ)آنها به (ش)تبدیل شود درصورتی که این طور نیست. وجه تسمیه کردن قچقایی برای قشقایی کار ناتوانان و کوته فکران است زیرا هیچ ایلخانی پسوند فامیل خود را فراری انتخاب نمیکند.
تورک دیلینده زنگین وارلی، عظمتلی، گئنیش، دولو و قیمتلی و . . . آنلامیندا گلیب.